احساس گناه در آثار فروید

Culpabilité (Sentiment de)
* گناه امری مترتب بر جرم یا بزهکاری است که باید محکوم شود و مورد قضاوت قرار گیرد. لذا احساس گناه (۱) منوط به ارتکاب به یک «اشتباه» است. احساس گناهِ ناآگاه حاصل فشار درونی ناشی از امیال دفع شده است، امیالی که فرد قادر به شناخت ماهیت و منشأ آن ها نیست.
** نِوروز که آن را می توان بیماری حاصل از آرزومندی یا تمنای آدمی تعریف کرد، به صورت احساس گناه تظاهر می کند، بدون این که منشأِ آن معلوم باشد. اساس احساس گناه فرامَن (۲) یا نفس لوّامه است. منِ نفسانی در مقابل فرامَن خود را گناهکار می بیند. در مقام مقایسه می توان گفت که مفهوم «نیاز باطنی به تنبیه» حاوی این مزیت است که مانند تعبیری چون «احساس گناه ناآگاه» نیست که معنایی واضح و روشن نداشته باشد.
*** احساس گناه در عُرف فروید، نه معنایی ماوراءالطبیعی دارد نه معنایی اخلاقی، بلکه رابطه ای است که فرد با آرزومندی خود دارد، بدین معنی که تنها از طریق احساس گناه خویش است که به درک آرزومندی خود نائل می شود. لذا آدمی همان قدر به آرزومندی خود رغبت دارد که به دست کشیدن از آن.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫Schuldgefühl (به آلمانی)
۲٫Le sur-moi

منبع مقاله: اسون، پل-لوران؛ (۱۳۸۶)، واژگان فروید، ترجمه: کرامت موللی، تهران: نشر نی، چاپ سوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید. *

X