رؤیا در آثار فروید

Rêve
* رؤیا (۱) به معنای رایج آن عبارت است از آن چه در خواب شبانه برای فرد واقع می شود. معنای دیگر آن حاکی از آرزوهای غیرقابل تحقق آدمی است. اما در عُرف فروید به معنای تشکیلاتی است نفسانی (۲) که به موجب فعالیت های ضمیر ناآگاه پدید می آید. آن را می توان به عنوان تحقق امیال ناآگاه دانست، امیالی که خود را ملبس به پوششی تحریف آمیز آشکار می سازند.
** با کشف فروید، رؤیا به صورت مقوله ای درمی آید که به مدد تعبیر روان کاو می تواند آرزومندی فرد خواب بیننده را برملا سازد. لذا رؤیا به نحو بارزی نشان دهنده ی تحقق یعنی به انجام رساندن امیال آرزومندانه(۳) فرد است و بدین جهت «شاهراهی» به سوی تعبیر محتویات ضمیر ناآگاه است.
خواب به فرد اجازه می دهد که در سیری قهقرایی درگیر آید و در چنین حالتی پس از گذشت از وارسی و سانسور روانیْ آن چه را در روزِ قبل به عنوان فکری آرزومندانه و به صورت اجمالی دریافته، به تحقق برساند.
آن چه را فروید «کار‍ِ رؤیا» می خواند، می توان عبارت از تولید تصورات و افکاری دانست که در رؤیا دستخوش تحریف می شوند و محتوای ظاهری (۴) آن را تشکیل می دهند. محتوای ظاهری درواقع ترجمه ی افکار باطنی به صورتی قابل قبول است. لذا محتوای ظاهری رؤیا مملو از رمز و اشارات است که روان کاو مورد تعبیر قرار می دهد و مضمون باطنی (۵) آن ها را آشکار می سازد. «کار رؤیا» متکی بر وسایل و دسایسی چند است که از آن جمله اند:
-مکانیسم ایجاز (۶) که عبارت است از ادغام چندین تصور یا تصویر مختلف در یک تصویر یا تصور واحد.
-مکانیسم جابه جایی که به واسطه ی آن تصرف قلبی* خواب بیننده یعنی تعلق خاطر او نسبت به چنین و چنان مطلوبی از آرزومندی از یک تصور یا فکر خاص به تصوری دیگر منتقل می شود.
-مکانیسم تبدیل به تصویر(۷) که به موجب آن تصور یا فکری خاص به صورت تصویر درمی آید و بدان تبدیل می شود. به موجب این مکانیسم الفاظ، اصوات و تعبیرات و اصطلاحات زبان تکلم به صورت تصویر در خواب نمودار می شوند. مثلاً زنبور می تواند بیانِ تصویری زنِ بور باشد.
-ساخت و پرداخت های ثانوی که در هنگام به یاد آوردن یا حکایت رؤیا در بیدار به وجود آمده موجب تحریف افکار و امیال ناآگاه موجود در رؤیا می شوند.
گرچه نمی توان رؤیا را به جای محتوای ظاهری اش گرفت و با آن خلط و اشتباه کرد، مع الوصف باید دانست که توجه محض روان کاو نیز به مضمون باطنی آن اشتباه است. به همین جهت است که فروید روان کاوان را از اغراق در مورد حالت اسرارآمیز رؤیا برحذر می دارد.
فروید با وارد کردن مفهوم نارسیسیسم* در نظریه ی روان کاوی درک این امر را امکان پذیر ساخت که میان عقب نشینیِ منِ نفسانی در خواب و نحوه ی تشکل رؤیا از طریق تصاویر فرعی و به ظاهر بی اهمیت رابطه ای دیالکتیک وجود دارد.
توجه به رؤیاهای مربوط به وقایع آسیبی با اصل تحقق آرزو در خواب (اصل لذت) در تضاد نیست و به روان کاو اجازه می دهد که پدیداری چون اجبار در تکرار* را که به ورای اصل لذت* اشاره دارد و جزء‌ رانش مرگ* است، مدنظر قرار دهد.
*** این اصل ساده که بنابر آن رؤیا نزد انسان تحققِ تحریف یافته ی آرزومندی اوست، حاوی نتایج مهمی است و این نکته را می رساند که رؤیا نه فرار از مشغولیات روزانه است نه حاصل پریشانی سلسله اعصاب و نه پدیداری فوق طبیعی، بلکه برعکس حاوی فعالیت آرزومندانه ی فرد در خواب و فرآورده ای از ضمیر ناآگاه اوست. فروید رؤیا را نمونه ای بارز از تشکیلات ضمیر ناآگاه(۸)می داند. نباید معنی رؤیا را با ضمیر ناآگاه یکسان گرفت. رؤیا فعالیتی نفسانی مابین فکر باطنی و مضمون ظاهری آن است. رؤیا به معنای اخص کلمه صحنه ای کاملاً متفاوت و دیگرگون است که ضمیر آگاه تعلق دارد.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫Traum (به آلمانی).
۲٫Formation psychique
۳٫Souhait-de-désir(Wunscherfullung)
۴٫Contenu manifeste
۵٫Contenu latent
۶٫Condensation
۷٫Figurabilite(figuration=Darstellung)
۸٫Formations inconscientes

مراجع:
-زیگموند فروید، تعبیر خواب (۱۹۰۰).

منبع مقاله:
اسون، پل-لوران؛ (۱۳۸۶)، واژگان فروید، ترجمه: کرامت موللی، تهران: نشر نی، چاپ سوم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید. *

X