نفی اثباتی در آثار فروید

 Dénégation
* نفی اثباتی(۱) عبارت از کلامی است که در عین رد و انکارِ مطلبی، آن را مورد تأیید قرار دهد. ظاهر سلبی آن آشکارکننده ی مضمون ایجابی آن است که به جهت دفع امیالی که به ضمیر ناآگاه رانده شده اند، به نحو دیگری ظاهر می شود.
مقوله ی نفی اثباتی را فروید با توجه به نوعی خاص از اطوار و رفتار بعضی از بیماران در طول درمان مورد ملاحظه قرار داد. بدین معنی که این بیماران در عینِ اظهار امری واقع، آن را مورد انکار قرار می دادند. مثال: «حتماً تصور خواهید کرد که نسبت به شما احساساتی منفی دارم ولی باید بگویم که چنین نیست» یا «باید بگویم که این زنی که در رؤیا دیده ام مادرم نیست». بدین ترتیب روان کاو درمی یابد که احساسات بیمار در قبال او منفی است و زن رؤیا کسی جز مادر او نیست.
** نفی اثباتی تابع منطق دفع امیال است، ولی ما را به درک ظریف و دقیق تری از آن رهنمون می شود، بدین معنی که نشان می دهد مکانیسم دفع امیال در عین کارگزاری تا حدی این امکان را به فرد می دهد که نسبت به میل و آرزومندی دفع شده ی خود اندکی آگاهی یابد. خلاصه آن که «میل دفع شده از لحاظ عقلی پذیرفته می شود، ولی ماهیت دفع شده ی آن همچنان به قوت خود باقی می ماند». این امر حتی به فرد اجازه می دهد تا حدی از فشار میل دفع شده رهایی یابد، زیرا «افکارش به مدد کارائی سمبلیک مقوله ی نفی از محدودیت هایی که مکانیسم دفع ایجاد کرده است، آزاد می شوند».
سَلب و ایجاب احکامی کلامی و منطقی هستند که به ترتیب به رانش مرگ(تجزیه) و رانش زندگی (وحدت) باز می گردند.
*** در پدیدار نفی اثباتی موضع فرد در رابطه با امیال دفع شده اش به خوبی از طریق کلام به عنوان واسط میان آن دو واضح و آشکار می شود. زیرا از آن چه به طور قطعی رد و انکار می کند چندان غافل نیست و بدان آگاهی اجمالی دارد.

پی‌نوشت‌:

۱٫Verneinung(به آلمانی)؛ نفی اثباتی یا سلب ایجابی.

مراجع:
-زیگموند فروید، نفی اثباتی(۱۹۲۵).

منبع مقاله:
اسون، پل-لوران؛ (۱۳۸۶)، واژگان فروید، ترجمه: کرامت موللی، تهران: نشر نی، چاپ سوم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید. *

X