انطباق هویت در آثار فروید

Identification
* اصطلاح انطباق هویت (۱) در لغت به معنای شناخت هویت و قبول کامل آن آمده است. برای فروید انطباق هویت مکانیسمی است «زودرس در حیات نفسانی کودک که احساسات او را به شخصی معین پیوند می دهد»، بدین معنی که فرد از لحاظ نفسانی خصوصیات شخص دیگری را در وجود خود مندرج و جذب می کند.
انطباق هویت از مکانیسم «انتخاب مطلوب امیال» متمایز است. زیرا انطباق با هویت شخصی دیگر چیزی جز میل به همانند شدن با او نیست در حالی که دوست داشتن به معنای آرزومندی فرد در تصاحب دیگری است.
** هیستری نمونه ی بارزی از میل به انطباق هویت با دیگران است که آن را می توان نوعی «سرایت یا واگیری» نفسانی دانست، بدین نحو که «گویی» فرد به هیئت شخص دیگری درمی آید. فروید در مطالعه ای که به این مکانیسم اختصاص داده (۱۹۲۱)، به سه نوع انطباق هویت قائل شده است:
– در وهله ی اول اصطلاح انطباق هویت را به طور کلی به نوعی عمده و اولیه اطلاق می کند (انطباق هویت اولیه) که به نظر او به ماقبل دوره ی «رابطه با مطلوب خارجی*» به معنای اخص آن برمی گردد. نمونه ی بارز آن را در میل به «آدم خواری» می یابیم، بدین معنی که در این مرحله انطباق هویت برای کودک به معنای بلع یا جذب خیالی دیگران در کالبد خویش است.
-در وهله ی دوم که انطباق هویت ثانوی خوانده می شود، فرد پس از این که مطلوب خود را از دست می دهد، در پی آن خواهد بود که جانشینی خیالی در وجود خود برای او پیدا کند و با سیر قهقرایی(۲)خود وی را در تخیلات خویش باز یابد.
-در وهله ی سوم، انطباق هویت عبارت است از جذب یکی از خصوصیات منحصر به فرد دیگری(۳) و تقلید از آن. در چنین موردی فرد کل وجود دیگری را جذب نمی کند، بلکه به تمرکز بر یکی از خصوصیات او اکتفا می کند. در این مرحله میل جنسی دخالتی ندارد.
انطباق هویت سهمی قاطع در تحول روانی- جنسی عقده ی ادیپ* داراست.
*** مفهوم انطباق هویت نه تنها برداشتی را که ما از فرد به عنوان فاعل نفسانی داریم، بلکه درک ما را نیز از رابطه ای که با دیگران دارد دگرگون می سازد:
-از یک سو مفهوم هویت را بغرنج تر می کند، زیرا مکانیسمی نیست که به من نفسانی تعلق داشته باشد بلکه تنها نحوه ی تشکل آن را می رساند.
– و از سوی دیگر از پدیداری چون تقلید کاملاً متمایز است، چرا که حاکی از حضور غیر در نفس است.
به عبارتی روشن تر می توان گفت که هویت فی نفسه بر مکانیسم انطباق هویت تقدم ندارد، بلکه برعکس، تشکل هویت بر پایه ی چنین مکانیسمی استوار است. این امر نشان می دهد تا چه حد وجود غیر در تشکل فاعل نفسانی سهیم است.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫Identifizierung (به آلمانی).
۲٫Régression
۳٫einziger Zug (به آلمانی).

مراجع:
-زیگموند فروید، روان شناسی توده ها و تحلیل من نفسانی، (فصل هفتم) (۱۹۲۱).

منبع مقاله:
اسون، پل-لوران؛ (۱۳۸۶)، واژگان فروید، ترجمه: کرامت موللی، تهران: نشر نی، چاپ سوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید. *

X