به عمل گذاشتن در آثار فروید

Acte(la mise en)
* منظور از فعل یا عمل(۱) حرکتی است که در جهت غایت خاصی صورت گیرد و «توانایی یا استعدادی» را تحقق بخشد. عمل در کنار تصورات و احوال قلبی قرار گرفته سومین مقوله ی نفسانی را تشکیل می دهد. نزد فروید، عمل در کارکرد ناآگاه خود هم نوعی تخلیه ی انرژی است، هم شکلی از قبول واقعیت و هم بیانگر رانِشی* اجباری که به صورت تکرار ظاهر می شود.
** فروید عمل را به عنوان عارضه ای از امیال ناآگاه می داند و جزو اعمال سهوی (۲)قرار می دهد. این گونه اعمال که به ظاهر تصادفی و سهوی می باشند، ناشی از انگیزه ای ناآگاه و «عمدی» و حاکی از موقعیت ضمیر ناآگاه در متحقق ساختن اغراض خویش هستند. عمل صورتی است ویژه از «افعال نابهنگام در زندگی روزمره»(۳). افعالِ اجباری که گاه حالت مناسک و آداب شبه مذهبی را پیدا می کنند، از مشخصات بارز نِوروزِ وسواسی- اجباری(۴)هستند و جزو اعمال مترتب بر عوارض این بیماری به حساب می آیند.
از نظر علم ماوراءالنفس، عمل را می توان مانند احوال قلبی* نوعی تخلیه ی ناآگاه انرژی خواند. ولی ورای تخلیه ی توهم آمیز انرژی که به اصل لذت تکیه دارد، عمل همواره در رابطه با واقعیت صورت می گیرد. فروید می نویسد: «حمل و نقل انرژی که در دوران سلطه ی اصل لذت (نزد کودک) کار تخلیه ی نیروی مازاد را که از شدت یافتن تحریکات به وجود می آمد، برعهده داشت اکنون در خدمت تغییر مؤثر واقعیت درآمده و به عمل تبدیل شده است.»
عمل، به عنوان ردّ و انکار اظهار کلامیِ محتویات ناآگاه، نوعی بازگشت به دوران «جادویی» کودکی است که تحت سلطه ی اصل لذت بوده است.
عمل، در هنگام درمان، به صورت تکرار ظاهر می شود، بدین معنی که حالت عارضه ای را پیدا می کند که جای تذکار و یادآوری گذشته را توسط بیمار می گیرد. و این هنگامی است که بیمار «عمل را جانشین تذکار می کند». لذا عمل در جهت رد و انکارِ احوال قلبی است و عاملی فعال را در مقاومت در مقابل کار روان کاوی تشکیل می دهد. این مکانیسم را می توان «خاطره ی کور» خواند، چه عملْ به صحنه گذاردن ناآگاه محتویاتی نفسانی است که راه اظهار و ابراز خود را از طریق کلام نیافته اند. البته تجاوز از اصول حاکم بر درمان(۵) توسط بیمار عملی است حاکی از انتقال قلبی* وی در رابطه با روان کاو.
ورای آن چه گفتیم، تکرار خود پدیداری نفسانی و عملی در رابطه با رانِش مرگ است، چرا که کار اصلی آن از میان بردن روابط منسجم و پرمعنایی است که در ضمیر آدمی وجود دارد.
*** گرچه معمولاً سیستم فکری فروید را متکی بر تصورات و فانتسم های ناآگاه می دانند، در این جا درمی یابیم که بر مسئله ی بغرنج عمل نیز اتکا دارد، چه آن را در تقاطع میان اصل لذت و اصل واقعیت می گذارد و به عنوان امری واقع(۶) در مقابل کلام قرار می دهد. حال می بینیم که عمل نیز ممکن است مقوله ای ناآگاه باشد، چه همان طور که گوته گفته است «در ابتدا عمل بود».

پی‌نوشت‌ها:

۱٫Agieren( به آلمانی)
۲٫Actes manqués (Fehleistungen)
۳٫اشاره است به کتابی از فروید به همین نام Psychopathologie de la vie quotidienneکه به تحلیل و بررسی اشتباهات موجود در زندگی روزمره که به زعم او از امیال ناآگاه سرچشمه می گیرند، می پردازد.
۴٫Névrose obsessionnelle
۵٫Passage à l’acte
۶٫le réel

مراجع:
-زیگموند فروید، بررسی علل اعمال نابهنگام در زندگی روزمره(۱۹۰۴).
-زیگموند فروید، تصریح دو اصل مربوط به تحول روانی(۱۹۱۱).
-زیگموند فروید، تذکار، تکرار، گذشت از معضلات(۱۹۱۴).

منبع مقاله:
اسون، پل-لوران؛ (۱۳۸۶)، واژگان فروید، ترجمه: کرامت موللی، تهران: نشر نی، چاپ سوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل عبارت ریاضی زیر را بنویسید. *

X